روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
مقدمه 92
عبهر العاشقين ( فارسى )
نقص عليك قصّة العاشق و المعشوق : يوسف و زليخا - عليهما السلام ، - و ايضا محبت يعقوب و يوسف - عليهما السلام - لان قصة العشق احسن القصص عند ذوى العشق و المحبة . . . « 1 » » « امّا بعد : معلوم باشد كه عشق ليلى و مجنون ، و جميل و بثينه ، و دعد و رافع ، و وامق و عذرا ، و هند و بشر ، و امثالهم و نظراءهم در عرب و عجم ، نزد عقلا و علما معروفست . و البّاء حقيقت دانند كه تألف از تهمت طبيعت بيرونست . حكما و فلاسفه گفتهاند كه عشق عفيف تألف ارواح است و نجائح اشباح است . و نيز سلاطين معرفت در زمان بدايت بعضى را مرغان مقدّس در قفص عشق انسانى درافتاد ، مثل ابو الحسين النورى ، و ابو الغريب اصفهانى ، و در صحابه بشر و هند . جوهر درياء عشقشان بجهان عشق از جهان امتحان نقل كرد . سيّد آفاق را از حالشان خبر شد ، بريشان ترحم كرد و گفت : الحمد للّه الذى جعل فى امّتى مثل يوسف و زليخا . . . » « 2 » « عشق روحانى آنست كه آن خواصّ الناس را باشد . جواهر صورت و معانيشان صفاء روح مقدس يافته ، و تهذيب از جهان عقل ديده ، صورتشان همرنگ دل باشد . هر چه از مستحسنات ببينند ، در عشق آن بهغايت استغراق برسند . مادام كه به آتش مجاهدت ، خبث طبع انسانى محترق شده باشد ، و آتش شهوات از صرصر انفاس خمود يافته باشد ، اين عشق بعشق اهل معرفت پيوندد ؛ چون نردبان پايهء ملكوت باشد ، لاجرم مستحسن باشد نزد مذهب اهل عشق .
--> ( 1 ) - ص 8 - 9 . درينجا احاديثى نقل كند . ( 2 ) - ص 11 .